با استعداد هستیم

اولین جلسه ی ریاضی این ترم رفتم سر کلاس دیدم حدود ۸۰، ۹۰ درصد بچه ها آشنان! استاد هم همون استاد ترم قبلمون بود. یه خورده اینجوری (O_o) شدم بعد گفتم ببخشید استاد اینجا کلاس ریاضی۱ هست دیگه، درسته؟ گفت آره!!!
خخخخخخ... من فکر میکردم اشتباهی اومدم تو کلاس ریاضی ۲، نگو بچه ها همه افتاده بودن داشتن دوباره ریاضی ۱ میخوندن!
یعنی یه همچین کلاس باهوش و با استعدادی هستیم ما!!!

درهم شکسته...

بیا یادی بکن از یار خسته
غبار دوری ات بر دل نشسته
دگر تیری نزن بالی ندارم
وجودم از غمت درهم شکسته

حالا سالهاست...

روز اول خیلی اتفاقی دیدمت...
روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد...
هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم...
ماه بعد شانسی به دلم نشستی
و
حالا سالهاست یواشکی دوست دارم

چتون شده شما دوتا؟

از راه اومدم سلام کردم رفتم تو اتاقم
شاید نیم ساعت شد که یهو صدای مامان و بابام رفت بالا.
باز من داشتم حرص می خوردم
هی هیچی نگفتم دیدم صداشون داره می ره بالاتر
گوشیمو برداشتم زنگ زدم رو شماره خونه مامانم رفت شماره منو دید به بابام گفت مهدی دوباره رفت بیرون؟بابام گفت نمی دونم...
خلاصه گوشیو برداشت گفت بله؟گفتم مامان من الآن پیش میثمم تو مغازش (1000متری خونمون).گفت خب
گفتم خب نداره دیگه صداتون داره تا اونجا میاد دوباره چتون شده شما دوتا؟
گفت جی می گی صدامون اومد؟ گفتم بله یکم آروم تر
گوشیو قطع کرده به بابام می گه تو دعوا که حرف بدی نزدیم که؟
منم توی اتاقم یهو زدم زیر خنده
اومدن تو اتاق
مامانم گفت اگه تو نبودی حالا تا صبح داشتیم دعوا می کردیما
خدایا شکرت که مهدی و دارم
فک و فامیله ما داریم؟

کشف گور 4 هزار ساله در مصر

کشف گور 4 هزار ساله در مصر

باستان شناسان در دره فراعنه در محل شهرستان « تبس » پایتخت مصر باستان ، در کنار رود نیل که به لوکسور نامی است در 5 متری  آرامگاه توتانخامون ( فرعون جوان )  آرامگاه دیگری در زیر زمین کشف کردند که در آنجا تابوت های  در بر گیرنده  پیکرهای مومیایی شده وابسته به دودمان هجدهم ( 1922 تا 1887 پیش از میلاد ) قرار داده شده است . تابوت ها پوشش چوبی با  چهره کنده کاری و  نگارگری شده انسان دارند  . گمان  می شود که  آرامگاه کشف شده تازه وابسته به بستگان توتانخامون باشد این کشور بیستم ژانویه 2006 22 صورت گرفت ولی خبر آن یازدهم فوریه این سال انتشار یافت .

در کنار تابوت ها ، ظروف سفالی حاوی غذا  دیده می شود تا مردگان ( پس از دفن ! ) گرسنه نمانند . نشانه « آمن ( آفتاب ) » در این اتاق سنگی دیده می شود . گور توتانخامون در سال 1922 ( 84 سال پیش ) کشف شده بود . در ادامه خاک برداری در محل این مقبره ، مجسمه دیگری از « آمن هوتپ سوم » ، فرعونی که نزدیک به چهار هزار سال پیش در گذشته است به دست آمده است

خودرو 850 دلاري فورد وارد بازار شد

خودرو 850 دلاري فورد وارد بازار شد

در چنین روزی در سال 1903 نخستین خودرو 850 دلاری فورد در کارخانه اش در خیابان ماک واقع در شهر دیترویت میشیگان ساخته شد که بعداً به یک پزشک فروخته شد . نام این خودرو « مدل آ » بود . موتور این خودرو بنزین سوز دارای دو سیلندر و توان آن هشت اسب بخار بود و می توانست تا 48 کیلومتر در ساعت حرکت کند . تا آن زمان ،  خودرو یک کالای لوکس بود . هنری فورد با ساختن فورد « مدل آ » آن را به گونه یک  ابزار ناگزیر زندگانی در آورد که هرکس توانمندی خرید آن را داشته باشد و در زمان صرفه جویی کند و زودتر به کارش برسد .  بدین روی داشتن  خودرو از انحصار ثروتمندان  برون شد .

این خودرو با یاری مهندس ویلیز  نمودارسازی شده بود و مزد کارگران سازنده آن یک دلار و نیم در هر روز بود . با رسیدن همین  خودرو کوچک و ارزان به بازار ، آمریکا به‌صورت کشور  خودرو در آمد که زندگی کردن  بی آن در این کشور دشوار است . بسیاری هستند که می گویند آمریکاییان عاشق اتومبیل هستند و بدون آن احساس کمبود می کنند .

 خودرو فورد « مدل آ » عمدتاً برای کارکرد داخل آمریکا بود و مدل های گران تر صادر می شد .

و به این سان استعمار مشرق زمین توسط انگلیسی ها و بدبختی آن آغاز شد

و به این سان استعمار مشرق زمین

توسط انگلیسی ها و بدبختی آن آغاز شد

13 فوریه 1601 ( شش سال پیش از جایگیری انگلیسی ها در قاره آمریکا ) James Lancaster جیمز لانکاستر ( 1618 1554 ) به‌عنوان نماینده کل کمپانی هند شرقی با پنج کشتی و 500 مرد تفنگدار انگلستان را به سوی  خاور ترک کرد که روزی بد برای همه  خاور بشمار آمده است . فرمان تاسیس کمپانی هند شرقی انگلستان ( با  انگیزه ظاهری برپایی  جایگاه‌ها داد و ستد و گسترش بازرگانی ) 31 دسامبر 1600 میلادی به امضای الیزابت یکم ملکه این کشور رسیده بود . در ظاهر ، گردانندگان این کمپانی 216 تن از امیران ،  بزرگان و بازرگانان انگلستان بودند و سرمایه اولیه اش 72 هزار پاوند  زَر بود . هدف اصلی لندن ،  پیکار با پرتغال و هلند و استعمار  خاور بود . الیزابت یکم زمان  ارزش این کمپانی را 15 سال تعیین کرده بود . در آن زمان شاه عباس یکم در ایران  پادشاهی داشت . لانکاستر افسر نیروی دریایی انگلستان در جریان جنگ دریایی سال 1588 با اسپانیا ، فرمانده ناو ادوارد بوناونچر بود . این جنگ به برتری اسپانیا پایان داد و کم کم انگلستان را بر جایگاه آن نشاند .

لانکاستر با مشرق زمین آشنا بود و راه های دریایی آن را می دانست . وی قبلاً با همان ناو توپ دار ادوارد بوناونچر یک سفر دریایی  پژوهشی به سیلان ( سریلانکا ) ، مالاکا ( مالزیا ) و سوماترا ( اندونزی ) کرده بود . وی در سفر دوم در چند  بخش کشتی های هلندی و پرتغالی ها را دست اندازی کرد و با به کارگیری اشتباهات پرتغالی ها که برای جایگیری در هند به زور  دست آویز شده بودند پیشنهاد کرد که در آغاز کار بهتر است از  شاه تیموری هندوستان ( جهانگیر شاه ) کسب روادید شود . لانکاستر که از دولت لندن لقب « سر Sir » گرفته است در سال 1607 در ناحیه سورات در ساحل غربی هند مستقر شد و . . . کمپانی هند شرقی بعداً به تملک دولت انگلستان در آمد و استعمار هندوستان ، شبه‌جزیره مالاکا ( مالزیا ) ، سریلانکا ، هنگ کنگ ، برمه ، استرالیا ، نیوزیلند ، جزایر اقیانوس هند ، ایجاد سنگاپور و . . . آغاز شد . باید دانست که انگلیسی ها عمدتاً از مقرّ حکومتی خود در هندوستان در  رویدادهای ایران و  بخش شاخاب پارس و بعداً همه آسیای جنوبی و غربی دست‌درازی می کردند .

هنری هشتم پنجمین زنش را به تیغ جلاد سپرد!  

هنری هشتم پنجمین زنش را به تیغ جلاد سپرد! 

13 فوریه سال 1542 کاترین هوارد پنجمین زن هنری هشتم پادشاه وقت انگلستان در برج لندن ( ارگ شهر ) با شمشیر گردن زده شد . کاترین 21 ساله بود و تنها دو سال پیش از آن با هنری ازدواج کرده بود .  آوازه هنری هشتم که عمدتاً از بهر  جدایی ها و ازدواج های پی در پی او و از این رهگذر درگیری با واتیکان ( پاپ ) بود نخست به زنانش اتهام نبود وفاداری می زد و سپس به دست دژخیم می سپرد . کیفر زنا کشتن نبود ، ولی چون متهم زن پادشاه بود ، نوعی خیانت به کشور به  برآورد آورده می شد و سزاوار مردن قرار می گرفت . اعدام کاترین  در هنگامی بود که پدرش یک لرد انگلیسی و عمویش دوک نورفوک بود که جرات دشمنی نداشتند . کاترین را یک روز پیش از اعدام به برج لندن برده بودند تا اماده شود که چگونه سرش را روی تخته قرار دهد که گردنش با یک برخورد شمشیر برده شود و او این تمرین را چند بار انجام داده بود که امروزه اعدام ستمگرانه خوانده می شود.

نظر استادان علم حکومت درباره پیش شرط رئیس جمهور ایران شدن  

نظر استادان علم حکومت درباره پیش شرط رئیس جمهور ایران شدن 

حذف نام جلال الدین فارسی از فهرست نامزدهای نخستین دور انتخابات ریاست جمهور ایران که در افغانستان به دنیا آمده بود به استناد اصل 115 قانون اساسی جمهوری اسلامی در ماههای ژانویه و فوریه همان سال (1358 هجری = 1980 میلادی) مورد تفسیر استادان علم حکومت قرارگرفته بود. این اصل گوید که رئیس جمهور باید «ایرانی الاصل» باشد. به نظر آن استادان، ایرانی الاصل یعنی از تبار ایرانی؛ کُردهای عراق و ترکیه، افغان‌ها، تاجیک‌ها و ... همه از تبار ایرانی یعنی ایرانی الاصل هستند و اگر تبعه ایران باشند و مدیر و مدبّر و امانتدار می‌توانند رئیس جمهور شوند.

     حسن حبیبی (متوفی) که در پاریس پیش نویس قانون اساسی را تنظیم کرده بود، بمانند قانون اساسی آمریکا و سایر کشورها، یکی از شرایط احراز این مقام را «متولّد ایران» بودن نوشته بود که در جریان تجدید نظر در این پیشنویس، این عبارت را به کلمات «ایرانی الاصل» تبدیل کردند و شاید به این سبب که برخی از روحانی زادگان متولد نجف و کربلا (عراق) بوده‌اند. علی لاریجانی (رئیس مجلس شورای اسلامی) که در انتخابات دور قبلی ریاست جمهور ایران شرکت کرده بود متولد نجف (کشور عراق) است.

    استادان علم حکومت (گاورمنت) تاکید کرده‌اند از آنجا که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رهبر انقلاب و ولی فقیه رئیس کشور و شخص اول است و اتخاذ تصمیمات کلی و اساسی با اوست و حرف آخر را او می‌زند، رئیس جمهور یک رئیس قوه مجریه (در حد نخست وزیر) بیش نیست و بکار بردن واژه «رئیس جمهوری» برای او درست نیست و باید «رئیس جمهور» نوشت. «جمهوری» = است با کشور. «جمهور» = گروه، جماعت و... 

تصرف سفارت آمریکا در تهران ، سه روز پس از پیروزی انقلاب

تصرف سفارت آمریکا در تهران ، سه روز پس از پیروزی انقلاب

با اینکه انقلاب ایران با خاموشی دولت وقت واشنگتن و  پشتیبانی نکردن از شاه به پیروزی رسیده بود ، از سومین روز پیروزی این انقلاب ، در تهران دادن بانگ ضد آمریکایی آغاز شد و 34 سال است که دنباله دارد . روز سوم پیروزی ( 25 بهمن 1357 ) ساختمان سفارت آمریکا در تهران مورد تاخت یک گروه از انقلابیون قرار‌گرفت و  برای زمانی برابر چند ساعت تصرف شد .

تفنگداران نگهبان ساختمان  ایستادگی کرده و یک  تن زخمی شده بود . تصرف کنندگان ساختمان سفارت پس از بیرون آمدن از ساختمان به خواست  بلندپایگان دولت موقت و  کوشش شماری دیگر 9 تن از کارکنان آن را برایِ  بازجویی به یک گروه انقلابی تحویل داده بودند . بعدا به سردبیران روزنامه ها پیشنهاد شد که به اعضای تحریریه خود  گوشزد دهند که تاجاییکه بشود از تماس با سرپرستان سفارت آمریکا خودداری کنند و به تلفن هایی که از این سفارت شود پاسخ ندهند . دادن خبر از سفارتخانه ها به روزنامه ها قبلا امری پیش پا افتاده بود و روزنامه ها برای نوشتن گویش درست نام مقامات تازه که در گزارش‌ها می آمد با سفارتخانه های مربوط تماس می گرفتند .
 

بهم زدن روادید ایران و ترکیه درد سر گذرنامه ایرانی

بهم زدن روادید ایران و ترکیه درد سر گذرنامه ایرانی

دولتین ایران و ترکیه روادید ورود اتباع دو کشور به خاک یکدیگر را 23 بهمن 1342 لغو کردند . رفت و آمد اتباع به این دو کشور  بی نیاز به  روادید ، از آن زمان ادامه داشته و در دهه نخست پس از انقلاب ، ترکیه به شیوه مرکزی درآمده بود برای ایرانیانی که خواستار رفتن به  دیگر کشورها و عمدتا برایِ پناهنده شدن و یا  درتلاش دریافت  روادید از کنسولگری های آمریکا در ترکیه و رفتن به این کشور بودند . تا انقلاب سال 1979 ( 1357 خورشیدی ) اتباع ایران برای سفر به بسیاری از کشورها ازجمله کشورهای اروپای غربی ( انگلستان ، فرانسه ، آلمان ، هلند و . . . ) نیاز به  روادید نداشتند .

میلیون ها ایرانی در سه دهه گذشته و به ویژه از سال 1991 ترک زادگاه کرده اند .

در نظرسنجی سال 2006 ، هفتاد و دو درصد ایرانیانی که به شهروندی آمریکا درآمده و مصاحبه شده بودند در پاسخ به این پرسش سازمان کسب نگرش که چرا اقدام به تغییر شهروندی داده اند دشواری مسافرت با گذرنامه پیشین را در صدر  انگیزه‌های خود بیان داشته و گفته بودند که چون سفر کردن با گذرنامه جمهوری اسلامی نیاز به  روادید از همه کشورها و معطلی بسیار و بدگمانی فراوان داشت با چند سال اندیشه کردن سرانجام درخواست تابعیت دادند تا با گذرنامه وطن تازه درد سر مسافرت و دردسر فرودگاهی و سوار شدن به هواپیما نداشته باشند .

کشتن نخستین رییس مجلس ایران که قاتلان آن به روسیه تحویل داده شدند !

کشتن نخستین رییس مجلس ایران

 که قاتلان آن به روسیه تحویل داده شدند !

مرتضی قلی خان صنیع الدوله رییس نخستین دوره مجلس شورای ملی در بهمن ماه 1289 ( سوم فوریه 1911 ) در تهران چهار راه مخبر الدوله آماج گلوله دو قفقازی تبعه روسیه قرار‌گرفت و کشته شد . این دو قفقازی پس از ارتکاب قتل دستگیر شده بودند که سفارت روسیه در تهران بازگرداندن آندورا برابر قراردادهای دوجانبه ( تحمیلی به دولت قاجارها ) از وزارت امور خارجه ایران خواستار شد و وزارت امور خارجه دو  آدم‌کش را تحویل گرفت و به سفارت روسیه تسلیم کرد ! . مخبرالسلطنه ( برادر مرتضی قلی خان ) انگیزه و چگونگی قتل را در کتابی که بنگاشته آشکار کرده است . مرتضی قلی خان فرهیخته آلمان و چیره به زبان های آلمان و فرانسه ، قبلاً وزیر دارایی بود . وی گزیده  بزرگان تهران برای نمایندگی مجلس بود که به ریاست آن نیز  برگزیده شده بود . در آن زمان گزینش نمایندگان بر‌حسب طبقات مردم بود و  بزرگان هم یک طبقه به شمار می آمدند که مرتضی قلی خان نماینده آنان در مجلس بود . مرتضی قلی خان پسر علی قلی خان مخبر الدوله بود . بازگرداندن دو  قاتل مرتضی قلی خان فراز سستی دولت قاجارها را نشان می دهد که مردم پس از آگاهی از آن  دل آزرده شده بودند ولی نیروی سپاهی نبود که از آن بخواهند ایستادگی کند . در آن زمان انگلستان و روسیه در ایران نیروی تفنگدار داشتند . این دو دولت  بر پایه  پذیرش نامه سن پترزبورگ ( به امضای همین دو دولت ) خود را روا به هر اقدامی در ایران می دانستند .

سازمان يابي مشروطه خواهان در گيلان ـ تصرف رشت، انزلی، قزوین و ...

سازمان يابي مشروطه خواهان در گيلان ـ تصرف رشت، انزلی، قزوین و ...

 بهمن سال 1287 هجری خورشیدی (فوریه 1909) در سراسر ایران هر دم تب قیام بر ضد استبداد محمدعلی شاه قاجار بالا می‌رفت و در گوشه و کنار کشور گروه‌های مجاهد راه مشروطیت (طالبان حکومت پارلمانی) تشکیل می‌شد و... خشم مردم از تیرماه 1287 که سرهنگ ولادیمیر لیاخوف Vladimir Platonovitvh Liakhov افسر روس و فرمانده نیروی قزاق تهران به دستور شاه مجلس را به توپ بسته بود شدت گرفته بود. 24 بهمن ماه این سال گروه‌های مجاهد شمال کشور در رشت به هم پیوستند و روز بعد شماری از مهاجران قفقازی ازجمله ده‌ها ارمنی سوسیالیست ملی (داشناک) نیز به تشویق هواداران مشروطیت به آنان اضافه شدند. سران این گروه‌ها در همین روز تصمیم گرفتند که یپرم خان داویدیان (داوتیان) Yeprem Khan Davidian ساله 41 متولد شهر گنجه و از مهاجران قفقازی را فرمانده افراد مسلح خود کنند تا آنان را به صورت یک یگان رزمی آماده نبرد درآورد و این کار سریعاً انجام گرفت. انتخاب یپرم خان به این دلیل بود که مبارزه مسلحانه با تزار روسیه را در کارنامه خود داشت و عوامل تزار او را به سیبری تبعید کرده بودند که از آنجا گریخته و به ایران آمده بود. وی تزار روس را حامی محمدعلی شاه می‌دانست. یک هفته بعد حکومت رشت به دست مشروطه طلبان مسلح افتاد و «آقا بالا خان» حاکم رشت و تنی چند از مقامات دولتی توسط مشروطه خواهان مسلح کشته شدند. این افراد بندر انزلی را هم تصرف کردند.
     مشروطه خواهان شمال سپس از محمدولی خان تنکابنی (سپه دار) دعوت کردند که ریاست جنبش را به دست گیرد. وی دعوت را پذیرفت و از مازندران وارد رشت شد.
     مشروطه خواهان مسلح سپس به سوی قزوین به حرکت در آمدند و در پی یک زد و خورد شدید شهر را تصرف و قاسم خان فرمانده پادگان شهر که دستور مقاومت داده بود اعدام شد.
     این مشروطه طلبان سپس رهسپار تهران شدند و با کمک همفکران دیگر و نیز سواران بختیاری که از اصفهان آمده بودند پس از شکست و فراری دادن نیروی دولتی در بادامک، در جولای 1909 (تیرماه 1288) پایتخت را متصرف و محمد علیشاه را به ساختمان تابستانی سفارت روسیه فراری دادند که در آنجا تا خلع از سلطنت پناهنده بود. پس از این پیروزی، مجلس رای داد که پیرم خان رئیس پلیس تهران شود که تا پایان عمر (ششم ماه مه 1912= 16 اردیبهشت 1291) در این سمت بود. پیرم خان در این روز در جنگ با صارم الدوله شاهزاده قاجار در منطقه همدان کشته شد.

زمانی که «غنا» کشوری بزرگ بود

زمانی که «غنا» کشوری بزرگ بود

رییس کشور افریقایی غنا (گانا) در فوریه سال 990 میلادی (برابر برآورد مورخان اروپایی 13 فوریه آن سال) در پایتخت این کشور که آن هم شهر «غنا» نام داشت در برابر گروهی از سران تیره‌های افریقای غربی فرمان رو خود را از صحرای آفریقا تا انتهای سنگال اعلام داشت که پس از گستره حکومت اسلامی شمال آفریقا (افریقیه) به صورت بزرگ‌ترین کشور افریقایی در آمده بود.

وی یک برزن از شهر غنا را ویژه بازرگانان خارجی طلا کرده بود که عمدتاً شهروندان کشورهای اسلامی خاور میانه و شمال افریقا بودند. واژه غنا نیز از زبان تازی است که به دست همان‌ها گسترده شده است.

احمد بن حسین همدانی که در سال 998 میلادی در شهر هرات درگذشت درباره غنا نوشته است : در غنا، زَر مانند هویج از زیر شن‌ها بیرون می‌آید. وی افزوده است که بیشتر طلای کشور های اسلامی و رومیه (روم شرقی) از غنا می‌آید.

اروپاییان پس از استعمار غنا، به همان فراخور نام «ساحل طلا» بر آن گذاردند که پس از کسب خود سالاری بار دیگر به نام غنا (گانا) بازگشته است.

بخشی از نامه جلال آل احمد به همسرش سیمین

 

خوب سيمين جان، يك خريت كردم كه ناچارم برايت بنويسم. 4 و سه ربع بعدازظهر از سر كاغذ بلند شدم لباس پوشيدم و رفتم شميران. مي خواستم كمي هوا بخورم . چون صبح تا آن وقت خانه مانده بودم. نزديك پل رومي كه رسيدم خود به خود گفتم نگه داشت. دك غروب بود و هوا داشت تاريك مي شد. از پل عبور كردم و يك مرتبه يادم به آن روزها افتاد كه با هم از اين راه مي آمديم و مي رفتيم و آخرين و تنها گردشگاهمان بود. روي هر سنگي كه يك وقت نشسته بوديم اندكي نشستم و هواي تو را بو كردم و در جست و جوي تو زير همه ي درختها را گشتم. بعد، از همان راه معهود به طرف جاده ي پهلوي راه افتادم. وسطهاي راه كم كم تاريك شد و كسي هم نبود و يكمرتبه هم گريه ام گرفت. اگر بداني چقدر گريه كردم. از نزديكي هاي آنجا كه آن شب پايت پيچيد و رگ به رگ شد (يادت هست؟) گريه ام گرفت، تا برسم به اول جاده ي آسفالته آن طرف كه نزديك جاده پهلوي مي شود. همين طور گريه مي كردم و هق هق كنان مي رفتم. گريه كنان رفتم  تا پاي آن دو تا درخت كه بالاي كوه است و يكي دوسه بار قبل از عروسي پاي آن نشستيم ... يادت هست؟

هيچ همچه قصدي نداشتم ولي اگر بداني چقدر هواي تو را كرده بودم. آنقدر دلم گرفت كه مي ديدم در غياب تو همان كوه و تپه، همان پستي و بلندي ها، همان درختها و جوي ها هستند، من هستم، ولي تو نيستي. درختها خزان كرده بود . كلاغها صدا مي كردند. جويها خشك بود و خلوت! آنقدر خلوت بود كه با آزادي تمام هاي هاي گريه مي كردم. چقدر خيالآدم آسوده است و يك مرتبه به فكر افتادم كه اين كار را حتي در خانه هم نمي توانم بكنم. كريم مي ديد خجالت مي كشيدم. با آن درخت سر كوه، مدتي است به ياد تو حرف زدم و تأسف خوردم كه چرا قلمتراش با خودم نداشتم تا در تاريكي يادگاري به خاطر تو روي آن بكنم . چقدر بچه گانه است! نيست؟ ولي اين كار را بالاخره خواهم كرد. اگر بداني چه گريه اي مرا گرفته بود. راستش را بخواهي پس از رفتنت دو سه بار بيشتر گريه نكرده بودم. يك بار همان دو سه ساعت بعد از رفتنت و يك بار هم در سينما، يادم نيست چه بود، ولي اين سومين بار چيز ديگري بود. گريه اي بود كه در همه ي عمرم نكرده بودم ، مثل مادر مرده ها... .

هوا غمگین شده بود.

هوا غمگین شده بود.

این هوای غمگین اونو می برد تا ته خاطره های کودکی، خاطره های اون محله قدیمی و اون کوچه.

کوچه بچگی ها بان اون جوی وسطش که گود بود و هر روز یکی از بچه ها با زانوی زخمی از توش بیرون می اومد و بعدها شهرداری اونو به جوی فانتزی تبدبل کرد که لذت اون دوچرخه سواری ها و زمین خوردن ها رو دیگه نداشت.

یاد اون باغ ته کوچه که پر خرمالو بود فصل برداشتش که می شد صاحبش کل بچه های کوچه رو به کمک می طلبید و دستمزد هر کدومشون، سبدی پر از خرمالو بود.

یاد اون بستنی ها که به خاطر بازیگوشی و سر به هوایی ها همیشه نصفش روی زمین می افتاد.

یاد چهارشنبه سوری که تمامش خلاصه می شد به از صبح تا شب دویدن، بوی دود گرفتن شب خسته و کوفته به یاد شب عید افتادن و کیف لباس های نو پوشیدن.

از اون کوچه و حال و هواش زد بیرون، چون هر سال با اومدن این فصل همه این خاطره ها تداعی می شد یاد اون کوچه بی اجازه خودش می اومد تو ذهنشو، اونو می برد تو خلسه ای گنگ، کرخ آور و بی نهایت لذت بخش.

پس با بغض هوا بغض کرد و تا فصل خاطره های بعدی با برگ بارون خورده اون کوچه وداع کرد.

بهاره سدیری

جلوگیری از یخ زدن شیشه جلوی خودرو

این عارضه متداول در فصل زمستان است. غالباً شیشه جلوی خودرو پوشیده از یک قشر یخ می شود که آن را باید تراشید ولی نه با هر شییی که در دسترس باشد. برای این کار لازم است موتور را روشن کنید تا یک منبع حرارتی داشته باشد ولی بلافاصله پس از روشن کردن، دریچه بخاری را باز نکنید و در این فرصت قشر نازک یخ روی شیشه را با یک برفک تراش پلاستیکی که دارای دنده های ریز می باشد بتراشید ولی به منظور جلوگیری از خراش برداشتن شیشه زیاد به آن فشار نیاورید. تیغه های برف پاک کن را برای آزاد ساختن آن از حالت چسبندگی به شیشه نکشید زیرا ممکن است لاستیک تیغه ها پاره شود. برفک تراش معمولاً مجهز به یک زبانه لاستیکی برای پاک کردن شیشه ها است که از این زبانه برای ادامه تراش برفک شیشه استفاده می شود. پـس از آن، دریچه بخاری را باز کنید. در این فرصت موتور هم به یک حرارت معین رسیده است. برای جلوگیری از این عارضه شما می توانید هنگام شب یک روزنامه زیر برف پاکن ها بگذارید ولی این احتمال وجود دارد که صبح وقتی به سراغ ماشین می روید ببینید که روزنامه به شیشه چسبیده است. بنابر این بهتر است به جای روزنامه از نایلون استفاده کنید.

چگونه قفل های یخ زده را باز کنیم

یخ زدن قفل در صبحهای سرد زمستانی باعث ناراحتی راننده می شود ولی با یک اسپری گرافیت که با مارک های مختلف در بازار عرضه می شود می توان این اشکال را برطرف نمود. هرگز از روغن برای قفل یخ زده استفاده نکنید. مگر آنکه از نقطه انجماد آن اطلاع داشته باشید، استفاده از فندک یا کبریت می تواند قفل را از حالت یخ زدگی خارج نماید، ولی گرم کردن قفل یعنی تغییر ناگهانی حرارت برای بسیاری از اجسام از جمله رنگ خودرو و قطعات پلاستیکی آن مخرب می باشد. هرگز آب جوش روی درب نریزید زیرا ممکن است ظاهراً مشکل را حل کند اما دقایقی بعد خیلی محکم تر یخ خواهد زد. آخرین چاره می تواند نفس کشیدن در فاصله یک تا دو سانتی متری قفل باشد که اگر چه مدت بیشتری طول می کشد ولی به عنوان آخرین راه حل موثر است.

سیزده سال پیش...

ادامه نوشته

چه باید کرد...

چه باید کرد وقتی انسان مجبور است از مد روز تبعیت نماید باید این ولخرجی ها هم بکند، من میدانم که این کارها اصراف است اما از پیروی مُد روز هم گریزی نیست، از ان گذشته، پول، برای خرج کردن اختراع شده و بالاخره انسان پول حلال خود را باید به مصرف برساند.

لوگو بانک خاورمیانه

لوگو بانک ایران زمین

لوگو بانک گردشگری

 

لوگو بانک گردشگری

ادامه نوشته

لوگو بانک حکمت ایرانیان

 

لوگو بانک حکمت ایرانیان

ادامه نوشته

لوگو بانک ملت

لوگو بانک صادرات ایران

 

لوگو بانک صادرات ایران

ادامه نوشته

لوگو بانک رفاه کارگران

لوگو بانک تجارت

 

لوگو بانک تجارت

ادامه نوشته

لوگو بانک انصار

 

لوگو بانک انصار

ادامه نوشته

لوگو بانک دی